امشب که هستم دعوت باب الحوائج
حاج مهدی سلحشورپسندیدن16
بازدید800+
امشب که هستم دعوت باب الحوائج دم میزنم از ساحت باب الحوائج هر جا کم آوردم نشستم رو به قبله دادم سلامی خدمت باب الحوائج شکر خدا همواره کارم راه افتاد در سایه سار رحمت باب الحوائج ای کاش عزرائيل جانم را بگیرد در روضههای حضرت باب الحوائج زانو زدم در محفلش قیمت گرفتم من از رقیه بارها حاجت گرفتم انسیه، حسنا، هانیه، حورا، رقیه آیینهدار حضرت زهرا رقیه با چادری که بر سرش دارد همیشه حجب و حیا را میکند معنا رقیه دل میبرد گرچه حسین از خلق عالم دل میبرد از "دلبر دلها" رقیه با خود بهشتم میبرد فردای محشر ترسی ندارم در قیامت با رقیه حلال مشکلها شده، از کار دنیا دارد گره وا میکند هر "یا رقیه" نامش شبیه نام زهرا گریه دارد داغ رقیه بیش از اینها گریه دارد افتادن از بالای ناقه نیمهی شب با پای زخم و دست بسته درد دارد دور از نگاه عمهاش محکم زمین خورد مانند زهرا مادرش او هم زمین خورد دارد خبرها میدهد رنگ پریده از زجر بسیاری که تا اینجا کشیده وای از یتیمی "درد بی درمان یتیمی" وای از یتیمی "خواری دوران یتیمی"