زیباترین بهانهی آغاز خلقتی
مجتبی رمضانیپسندیدن0
بازدید84
زیباترین بهانهی آغاز خلقتی باب نجات، باب کرم، باب رحمتی! عالم نبود، ذکر حسین آفریده شد ثابت شدهست بر همگان، پیشکسوتی! پیراهن عزای مرا مادر تو دوخت بوی بهشت میدهد این رختِ قیمتی هر شب به عکس حرم خیره میشوم عُشاق را که بهتر از این نیست عادتی درهای هیئتت به حرم باز میشوند بین من و تو نیست از اینجا مسافتی زهرا بدون مُزد رهایش نمیکند هرکس برای روضه کشیدهست زحمتی ما زیر پرچمت همه آسودهخاطریم هستیم در پناه تو در اوج راحتی آزادگیِ مکتب تو راه و رسم ماست هرگز نداده شیعهی تو تن به ذلّتی تشته بودی و به سنان رو نمیزدی اسطوره ی مقاومت و استقامتی قتلت چقدر طول کشید ای غریب! دست از تو برنداشت شمر لعنتی به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من