قُرب یعنی گریه کردن پا به پای روضهها
حاج اسلام میرزاییپسندیدن0
بازدید100+
قُرب یعنی گریه کردن پا به پای روضهها گریه میبرد مارا تا عرش، شهپر را ببینیم نام تو بردیم و اذنِ نوکری مارا رسید اول راهیم اما، حرفِ آخر را ببین تا همیشه عهده دارِ خَرجی ما فاطمه است شب به شب در چایخانه، جوشِ کوثر را ببین خواستی سر در بیاری از مرامِ اهلِ بیت مُستجاب و دعوههای پشتِ این در را ببین تا قیامت مثلِ زهرا باش گریانِ حسین از این زمینِ کربلا، میباره غصه و بَلا خیمه نزن تروخدا، میونِ این بیابونا ترو قسم به مادرم، بیا و برگرد کم میشه سایت از سرم، بیا و برگرد تا نشده اسیر حَرَم، بیا و برگرد جدایی از تو میکُشه، منو برادر بیتو میمیره زینبت، عزیزِ خواهر سرتو میبینم حسین، رو نیزه آخر چشمام به این دیاره اشکام داره میباره خاکش وفا نداره (حسین، غریبِ مادر...) چیزی نمونده دیگه تا، بشم حسین ازت جدا میدونم عاقبت سرت، میره به روی نیزهها میمونه زینبِ تو با یه عده نامرد سرتو میکنن جدا، یه عده نامرد میبرنت رو نیزهها، یه عده نامرد میونِ قتلگاه تنت، میره به غارت همه مُخَدَّرات ببین، میشه جسارت چارهای کن حسینِ من برا اسارت میشم اسیرِ غربت میرم با رنج و غربت میشه بهم جسارت