روضه حضرت مسلم
حاج مهدی سماواتیپسندیدن2
بازدید400+
به شهر کوفه گشتم بی کس و بی عار، میگریم غریبانه بر سر بر دل دیوار میگریم اگر این است رسم میهمانی کردن کوفی، گذشت از من به حال سید ابرار میگریم حسین نوای بانوان کاروان هر دَم به گوش آید به حال زینب و این کوچه و بازار میگریم حسین برای قتل من شوری به پا گردیده در کوفه به طفلان و جوانانِ شهِ ابرار میگریم نوشتم نامه یابن عَمّ بیا کوفه میا کوفه اهل کوفه همه پیمانه شکنند ولی صد حیف بگذشته است کار از کار، میگریم غوغاست برای زدن چشم اباالفضل این جا همه خوارن به پیش قمر تو حسین جانم بیهوده مرا سنگ زنید از در و دیوار من عاشق دلباخته ام دار بیارید خواهید اگر عاقبت کار ببینید فردا همگی روی به بازار بیارید