همیشه آسمان بارانی چشم ترش بوده
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید1.3K
همیشه آسمان بارانی چشم ترش بوده کسی که داغ و غربت ارث زهرا مادرش بوده حسن سهم پیمبر شد حسین اما علی را داشت حسن بیش از حسین آیینهی پیغمبرش بوده خدا ما را کفایت میکند اَلعزة لله چه نقشی بر نگین آبی انگشترش بوده چه دردی بیش از این که میزده از پشت خنجر را کسی که سالها پایین پای منبرش بوده به یاد کوچهای باریک میافتد در آن خانه که روزی روزگاری مادری پشت درش بوده خدا را شُکر در شبهای تلخ خون دل خوردن اگر مادر نبوده در کنارش خواهرش بوده جمال قاسم و شیرین زبانیهای عبدلله چه رازی بین او با لالههای پرَ پَرش بوده پس از طشت مسی طشت طلا هم ماجرایی داشت درآن شب که برادر میهمان دخترش بوده دم آخر برادرهای خود را در چه حالی دید کسی که از شروع ماجرا تا آخرش بوده عمو فدای جراحات پیکرت گردم شهید مکتب عباس و اکبرت گردم نماز عشق بجا آور و عنایت کن که من مکبّر در خون شناورت گردم ز خیمه بال زدم تا کنار مقتل خون به این امید که سرباز آخرت گردم مگر نه بر سر دست تو ذبح شد اصغر بده اجازه که من ذبح دیگرت گردم