هرجا سخن از زینب و دروازهی شام است
حاج سعید حدادیانپسندیدن30
بازدید5.8K
هرجا سخن از زینب و دروازهی شام است ساکت به تماشا منشینید حرام است دستی که به سر میزنی از این غم عظمی یادآورِ فرق سر و سنگ لبِ بام است یک سر به سر نیزه عیان است ببینید مانند هلال است ولی ماهِ تمام است هجده قمر از نور که سنان تابد و مَردم پرسند زِ هم پس سرِ عباس کدام است مَردم نزنید از همه سو سنگ بر این سر والله امام است امام است امام است زوّارِ برادر شده بر نِی سرِ عباس هم اشک به رخ هم به لبش عرض سلام است هر کوچه پُر از هلهله و خنده و شادیست از شام بپرسید مگر عیدِ صیام است با یاد سر و چوب و لب و نالهی زینب انگار جهان در نظرم مجلس شام است باید هم از مرد و زن شام بپرسید ناموس الهی زِ چه در محضر عام است هر خانه که در سوگ حسین است سیهپوش، میثم درِ آن خانه غلام است