نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادرم دلشکسته میخوابید میشد از درد خسته میخوابید با سر نیمه بسته میخوابید اکثرا هم نشسته میخوابید بدو حسن بدو حسین بدو چشماتو وا کن نگو که دیگه درب بهشت من مهر و موم شد منو صدا کن، نگو که هرچی میون ما بود دیگه تموم شد تا نالهی وا اوما شنیدم پیراهن صبرمو دریدم نمیدونی من، چجور رسیدم گاهی نشستم، گاهی خمیدم از در مسجد تا در خونه صد دفعه زهرا جون دادم تو کوچه راستی عزیزم، منم مثل تو خوردم زمین افتادم تو کوچه (اخ، کوچه گفتم دلم رو کنده)۲ نامرد تو کوچه به من میخنده بهم میگفتن، بابای خاکی حالا منو سر تا پای خاکی دستای خاکی، پاهای خاکی عمامه خاکی، ابای خاکی دلم رو برده یه جای خاکی چادر و اون رد پای خاکی بگذار بگویمت به فریاد چون طفل علی به گریه افتاد انگار فلک ز حرکت افتاد مولای سخن به لکنت افتاد ای مادر زینبین برگرد بی تو چه کند حسین برگرد پاشو اینجوری منو نده عذاب، کلمینی بری از پیشم میشم خونه خراب، کلمینی یکمی حرف بزن علی نمیره حرف رفتن نزن، علی میمیره (این اولین باره میلرزه دست و پام)۲ این اولین باره پر از بغضه صدام این اولین باره که مرگمو میخوام این آخرین باره میبینی حسنو این آخرین باره یه حرفی بزنو زهرا منم، زهرا منم، زهرا منم همان که به من خیره میشدی دلتنگم انقدر که به یک پلک راضیام میخوام برم پرچم حرمو سیاه کنم برم یه فکری برا خیمهها کنم نمیتونم بشینمو اینجا نگاه کنم پاک میکنم اشکامو با آستین اره بخندین همینو میخواستین به روی ماه تا افتاد لکه ز مشکش ریخت دریا چکه چکه بنی هاشم غمت دیگر ندارند قمر شد تکه تکه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد