خیز با نغمهی مادر مادر
حاج جواد حیدریپسندیدن10
بازدید700+
ای جان جهان جهان جان ادرکنی قیوم زمین و آسمان ادرکنی احیاگر صد دم مسیحی الغوث یا حضرت صاحبالزمان ادرکنی یا صاحبالزمان... خیز با نغمهی مادر مادر روی کن در حرم پیغمبر از دلِ خاک تنِ آن دو نفر به در آرو بگو از سوزِ جِگر که شما از چه به هم پیوستید پهلوی مادرِمان بشکستید غم مخور یا فاطمه ای بانوی پهلو شکسته مهدیات با شیشهی دارو و درمان خواهد آمد امیر بیقرینه کی میایی کِشم ناله زِ سینه کِی میایی عزیزم مادرت چشم انتظاره سحرخیز مدینه کِی میایی نگاهِ مادری حتی به هیزم میکند زهرا و آتش را پر از گلهای گندم میکند زهرا مراقب بود در آتش نسوزد چادرش شاید که زینب را در این چادر تجسّم میکند زهرا به گوشَت خورده آیا آب آتش را بسوزاند میان موجی از آتش تلاطم میکند زهرا خس و خاشاک آوردن که دریا را بسوزانند حرامی ها نفهمیدن آب در آتش نمیسوزد زمانی کعبه را آتش زدند و همچنان قبلهاست اگر چادر بسوزد که حجاب آتش نمیگیرد دلیل زندگی را در تماشای علی میدید علی را در شلوغی ناگهان گم میکند زهرا علی را باچهحالی از میان کوچهها بردن که با خاک عبای او تيمم میکند زهرا ملائک کودکی را از میان شعلهها بردند که با آهنگ لالایی تکلّم میکند زهرا تو که میسوختی محسن عجب آغوشِ گرمی داشت از این غم هیچکس مثل رباب آتش نمیگیرد صدای پای رفتن از در و دیوار میآید علی تابوت می سازد تبسم میکند زهرا