نقل شِنقیطیست در تفسیر أضواء البیان
محسن عرب خالقیپسندیدن0
بازدید87
نقل شِنقیطیست در تفسیر أضواء البیان ذیل شرح سورهی تکبیر و در تفسیر آن در بیان واژهی «موعوده» آورده خبر قصّهی پُرغصّهای از اعترافات عمر قلب سنگ و صخره را هم غرقِ آتش کرده است زادهی خطّاب یاد از خاطراتش کرده است گفت من را بود عصر جاهلیّت دختری شیرخوار نورسی از برگ گل نازکتری مادرش در ابتدا پنهان نمودی از منَش یافتم تا بافهی قنداقه را بر دامنش طفل را از تنگ آغوشش درآوردم به قهر بردم او را سوی صحرا گوشهای بیرون شهر شیرخوارم را به دست چپ گرفتم در بغل چالهای کندم به دست دیگرم در آن محل دور انگشتم تمام مشت خود را میفشرد با دو دست خویش خاک از ریشهایم میسترد او نمیدانست بابا قصدِ جانش میکند زنده زنده بین آن چاله نهانش میکند با غضب، بیاعتنا بر خندهی دلجوی او ریختم خاک سیه را با دو دستم روی او آنکه با نوزاد خُرد خود چنین تا میکند واضح است اینکه چهها با جان زهرا میکند آنقدَر گویم چنان زد که تمامش را شکست بین کوچه بیحیایی احترامش را شکست ***** این روضه بدتر از محرّمه اگه براش بمیری هم کمه جواب ناموس خدا چرا تُو کوچهها سیلی محکمه مردک پست مادرو زد انگار بود مست، مادرو زد عین نقل مقتل اینه با هر دو دست مادرو زد