از سفر برگشتی قربونت برم چرا تو تَشتِ زَر برگشتی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن22
بازدید1.5K
از سفر برگشتی قربونت برم چرا تو تَشتِ زَر برگشتی؟ نامرتّبم ببخش که بیخبر برگشتی بدنت رو جا گذاشتی و با سر برگشتی لباست پاره، لباسم پاره بگو گوشوارهم کدوم بازاره؟ نشد موهامو، ببافم بابا یتیمی سخته، کلافهم بابا منو بیشتر میزد دید که بچه سیّدم، با بغض حیدر میزد تا میگفتم که یواشتر منو بدتر میزد با سر بریدهی تو به ماها سر میزد با دوری تو دارم میجنگم برا آغوشت ببین دلتنگم تا که میگفتم بابامو میخوام با پشت دستش میزد رو لبهام (بابا بابایی، بابا بابایی)... **** چی آوردن سرت؟ چرا دَرهَم کردن روی زمین پیکرت؟ چی اومد آقا سر انگشت و انگشترت؟ داره روضه میخونه توی گودال مادرت چرا بین خون تپیده رگهات؟ چرا اینطوری بریده رگهات؟ میونِ مقتل تنت شد پامال میومد زینب به سمت گودال خدای من، خدای من عریانه بچهی باحیای من خدای من، خدای من سر بریدند بچهمو رو پاهای من (بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ بُنَیَّ)...