عمه زینب، شلوغه دورِ ذوالجناح
مهدی رسولیپسندیدن93
بازدید4.2K
عمه زینب، شلوغه دورِ ذوالجناح چرا نمیزنه به قلبِ اون سپاه گرد و غبار خوابید، ببین خالیه زین تو شیب گودال، عموم افتاد رو زمین بزار برم، رها کن دستِ من جمع شدن و عمومو میزنن از زیرِ پلکایِ پرِ خون دیدم دویدی تو میدون گفتم که زینبِ خواهر امانتی رو برگردون برش گردون، کارِ من تمومه برش گردون، باباش روبهرومه کریم کاری به جز جود و کَرَم نداره آقام تو مدینهاست ولی حرم نداره