گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن32
بازدید8.6K
گر زحمتت افتد که نهی پای به چشمم بگذار که من چشم به پایت بگذارم حیف از تو عزیزی که مَنَت یار بخوانم لیکن چه کنم جُز تو کسی یار ندارم **** جگرم پاره شد از زَهر کجایی پسرم؟ چشمِ من مانده به دَر تا تو بیایی پسرم از عبایی که کشیدم به سرم معلوم است کار ما و تو کشیده به جدایی پسرم حسرتِ بوسهی بابا به دلت میماند تو به بالینم اگر دیر بیایی پسرم مثل یک مارگزیده به خودم میپیچم جگرِ سوخته را نیست دَوایی پسرم بسکه در کوچه زمینخوردم و برخاستهام نه توانی به تنم مانده نه نایی پسرم هِی زمین خوردم و هِی ناله زدم وا اُمّاه دارم از کوچه عجب خاطرههایی پسرم مثل آن چادر خاکی، شد عَبایم خاکی مثل زهرا سرم آمد چه بلایی پسرم مادرم را پسرش بُرد سوی خانه ولی من سوی خانه روم با چه عَصایی پسرم؟ سر نهادم به روی خاک که از جَدَّم حسین بردهام اِرثِ غریبَالغُرَبایی پسرم آب هم گر بدهی باز دلم میسوزد شده این حجره عجب کربوبلایی پسرم جگرم پاره شد امّا بدنم پاره نشد کس نزد بر سر من سنگِ جفایی پسرم دست و پا میزنم و سینهی من نیست دگر زیر پا و لگدِ بیسَر و پایی پسرم گریه بر بیکفنِ کربوبلا کن در قَبر چونکه بندِ کفنم را بگشایی پسرم