نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

سلام آقام، بسه دوری از حرم بذار بیام آقام شب و روزم و توو فکر کربلام آقام، سلام آقام سلام آقام،. بمیرم برای روضههای عاشورا برای غروب کربلای عاشورا، سلام آقام خداحافظ، امون از وداع آخر تو با زینب چه کنه بدون تو تک و تنها زینب؟ خداحافظ خداحافظ، بی تو دخترت میشه توو صحرا آواره ساربان برای خاتمت نقشه داره، خداحافظ خداحافظ، میکشه دوازده مرتبه خنجر قاتل خداحافظ، میزنه دوازده مرتبه خنجر قاتل از توو قتلگاه میآد بیرون با سر قاتل، خداحافظ ***** خداخافظ، ای برادر زینب به خون غلتان در برابر زینب به قربان تو و (لب عطشان تو)۳ الهی خواهرت (شود قربان تو)۳ ألا ای همسفر کمی آهستهتر مران ***** شور محشر به یسار و به یمین افتاده شعله در قلب سماوات و زمین افتاده لرزه بر نُه فلک و عرش برین افتاده یوسف فاطمه از عرشهی زین افتاده حضرت فاطمه را خون شده جاری ز دو عین گوید: ای وای حسین، وای حسین، وای حسین ***** داره خطبه میخوونه، خون دل از همه زخمهاش روونه یه نفر بازم گرفته نشونه، صورتش غرق خونه دیگه طاقت نداره چجوری تیر و میخواد دربیاره؟ سر به روی یال اسبش میذاره، داره بارون میباره وقتی با خون دلش وضو گرفت بیشتر از گذشته آبرو گرفت میپاشه خون حسین به آسمون چه دعایی میخوونه با دل خون (داره بارون میباره)۲ ***** مصحف فاطمه صد پاره ز شمشیر شده آیهها با دم خنجر همه تفسیر شده نقطه نقطه همه از نیش سرِ تیر شده فاطمه گوشهی گودال زمینگیر شده پسر فاطمه از زخم زره پوشیده یَم خون است که از سینهی او جوشیده همه جا محشر کبریست خدا رحم کند اثر خشم هویداست خدا رحم کند لرزه بر پیکر زهراست خدا رحم کند یوسف فاطمه تنهاست خدا رحم کند گرگها بر تن صد پارهی او چنگ زدند گاه با نیزه، گَهی تیر، گَهی سنگ زدند بی سعادتها خیل سُعَدا را کشتند از خدا بیخبران خون خدا را کشتند وای بر ما که امام شهدا را کشتند گمرهان باهم مصباح هُدی را کشتند صید غلتیده به خون دم به دم از حال رود مگذارید که زینب سوی گودال رود کفر بر کشتن توحید هماهنگ شده مُهر پیشانی قرآن هدف سنگ شده گیسوی فاطمه از خون پسر رنگ شده در پی غارت پیراهن او جنگ شده این حسین است که بر نیزه درخشد سر او با لب تشنه بریدند سر از پیکر او ***** این حسین است که اعضاش ز هم پاشیده این حسین است که خون از گلویش جوشیده این حسین است که داغ علی اکبر دیده این حسین است که در خون خودش غلتیده این حسین است که بر سینهی او چنگ زدند این حسین است که بر پیکر او سنگ زدند اهل کوفه به پیمبر قسم این قرآن است روی هر آیهی او جای سم اسبان است جان پوشیده ز خون و بدنش عریان است خنجر شمر به زخم گلویش گریان است آخرین نخل نبوّت ثمرت را کشتند شمسهی عصمت، زهرا پسرت را کشتند ***** بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد ***** مادر، پشت در سوختی و دم نزدی ***** کار تو از کشته شدن سختتر ***** او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل، من سوی قاتل او مینشست و من مینشستم او روی سینه من در مقابل او میکشید و من میکشیدم او خنجر از کین، من آه از دل او میبرید و من میبریدم
هنوز نظری ثبت نشده