روز عاشورا را به مو جودات بانگ اُخِرجُوا زد
حاج محمود کریمیپسندیدن1
بازدید1.6K
روز عاشورا را به مو جودات بانگ اُخِرجُوا زد جز مرا ، كز مرتبت در كاخ اجلالش مكینم دست دادم فرق دادم چشم دادم جسم دادم تا فدا گردید جان در راه آن نور مبینم آن یكی شد دست بوسش وآن دگرشدپای بوسش وآن دگر گفتا كه هستی ای نگار نازنینم ؟ گفت من ماه بنی هاشم ،سرور قلب زهرا شبل حیدرزاده ی آزاده ی ام البنینم معنی درس وفایم، فانی راه خدایم جرعه نوش چشمه ی علم امیرالمومنینم خوانده یزدانم زلطف ومرحمت باب الحوائج یاور هر دردمند وبینوا ودل غمینم گربیارم روز مردی ، خم به ابروی كمانم آیه نصرُمِنَ اللَََّه نقش بندد بر جبینم ای گنه كارانبشارت باد زهرا روز محشر آوردبهرشفاعت دست های نازنینم تشنه لب در آب رفتم این سخن با خویش گفتم من چگونه آب نوشم شاه راعطشان ببینم