روز اگه سیاه بشه روضه که بی فروغ نمیشه
حسن عطاییپسندیدن94
بازدید5.9K
روز اگه سیاه بشه، روضه که بیفروغ نمیشه شبِ جمعه حرم تو بیدلیل شلوغ نمیشه تو رو با لبای تشنه، با یه دشنه سر بریدن خبری که متواتر برسه دروغ نمیشه خبر دارم که با نیزه تو رو از پا درآوردن مگه پیراهن پارهات رو از بالا درآودن؟ خبر داری که بعد از تو برا زینب توی گودال چه سخته این همه نیزه، تک و تنها درآوردن کی سرتو شکونده، توون برات نمونده بمونه روضههای اون مقاتل نخونده روضهی قتلگاهت مرگ منو رسونده بمونه روضههای اون مقاتل نخونده یا سیّد العطاشا... همه زندگی من مال تو و مال رقیه شب جمعه تو حرم پیش تو خوشحاله رقیه خاک چادرش رو پاک میکنه با گریه اباالفضل با یه کاسه آب هنوز کنار گوداله رقیه خبر دارم شب جمعه میاد مادر به دیدارت با اون پهلو، با اون بازو میده تکیه به دیوارت میگه مادر به قربونت، لب خشک و چشم خیست گرفتاری تهِ گودال، همه عالم گرفتارت حسین تو شیب گودال، کی تنتو کشونده؟ بمونه روضههای اون مقاتل نخونده داغ علیاصغر روی دل تو مونده بمونه روضههای اون مقاتل نخونده یا سید العطاشا... شب جمعه حرمت عطر گل و گلاب گرفته یه نفر مریضشو آورده و جواب گرفته مادرت با درد پهلو اگه اومده زیارت زیر شونههای مادرِ تو رو رباب گرفته خبر دارم هنوز روی درِ خونه پُرِ از خونه حسن میگه کسی دردِ دل ما رو نمیدونه خبر دارم علی میخِ در رو با گریه خم کرده خبر دارم چقدر هیزم همه بردن از این خونه مادرِ ما خودش رو به کوچهها رسونده بمونه روضههای اون مقاتل نخونده آتیش گرفته خونه، چادرش رو سوزونده بمونه روضههای اون مقاتل نخونده *** مادرم با هیچکسی دعوا نداشت بار شیشه داشت زیر در بود، پاشو روی در گذاشت خیلی کینه داشت زن پا به ماه کتک زدن نداشت خیلی کینه داشت داغ محسنو رو دلش گذاشت *** عجبا، دختر پیمبر رو زدن بیاصل و نسبا عجبا، جای اوباشه مگه تو خونهی آلِ عبا عجبا، تو رو قنفذ میزنه، مغیره میگه مرحبا *** زهرا زهرا زهرا زهرا تو رو بیهوا میزد بیحیا با پا میزد روبهروم حوریهامو داشت یه غلام سیاه میزد *** کبودِ کبودی الهی خاکی نشه حتی زن یهودی