رو زمین قدم میزنی
حسن عطاییپسندیدن13
بازدید1.8K
رو زمین، قدم میزنی آسمون بهم میریزه مرگ هرچی پهلوونه با تیغ نگات رقم میخوره اونقدر شبیه علی توی جنگ زبونزدی که (هر کسی حریف توئه به مردونگیت قسم میخوره) 2 (تا به میدون میزنی، سپاه هر دشمنی) 2 از حراس تو بهم میریزه با دم تکبیر تو، چرخش شمشیر تو سپر و تیغ و علم میریزه (علی اکبر علی) 3 یا مولا... (دشمنت نمیدونه که، گورشو داره میکَنه) 2 وقتیکه پیش بقیه دم از جنگیدن با تو میزنه دشمنت نمیدونه که، حریفش همون کسیه (که تو جنگ مثل علی و توی کرمش مثل حسنه) 2 (هر جایی که اومدی، وقتی که لبخند زدی) 2 نون غم آجر شده تا ابد هر گدایی اومده، به کریمیت رو زده دست خالیش پر شده تا ابد (علی اکبر علی) 3 یا مولا... آرومه حرم تا تو رو، میبینه کنار خودش جون تو برای بابات، وابسته شده به جون خودش هر کسی که با ادعا، روبروت قرار میگیره (آخرش با ضربهی تو، میغلطه رو خاک تو خون خودش) 2 (تا نگهبان حرم، تو و عباسید چه غم) 2 تو دل اهل حرم میمونه هر کسی حتی بخواد طرف خیمه بیاد رو زمین پاهاش قلم میمونه