رو خاک حجره دست و پا میزنه
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن17
بازدید5.1K
رو خاک حجره دست و پا میزنه هِی داره باباشو صدا میزنه هلهلهها بیشتر و بیشتر میشن تا نالهی وا عطشا میزنه نای نفس زدن تو حنجرش نیست دیگه توونی توی پیکرش نیست موقع احتضارشه، بمیرم حتی یه مَحرمم بالاسرش نیست کاشکی تو حجره یه پیاله آب بود یا آب دادن به تشنهلب ثواب بود کاشکی به جای اُمِّفَضل تو خونهش خانمِ دلسوزی مثل رباب بود حرفِ عطش، حرفِ گلو و تیره کمکم باید نفسهامون بگیره امشب بیایید برا رباب بسوزیم چهل روز دیگه شیرخوارهاش میمیره **** میزنه قلبم داره میاد دوباره باز بوی مُحرّم