رقیه خاتون، نیمه نگاتون
علی کبیریپسندیدن1
بازدید100+
رقیه خاتون، نیمه نگاتون برده دل از دل دیوونهی گداتون قسم به جونِ کبوتراتون کاش برسه یه روز جونم میدم براتون سر در قلب من نوشته جَنّت من با تو بهشته خدا گِل سینهزناتو با گِلِ فاطمه سِرِشته نگاه به اسمت روی پرچم برای من اوجِ امیده اینکه کَرَم داری تو انقدر ارثیه از حسن رسیده کَرَم تو نایاب دختر ارباب سینهزنای روضهتو دریاب سیدتی یا رقیه... **** نگینِ روی انگشتر من اسم کسیه که میره براش سر من از تو میخونه چشمِ تَرِ من هنوز برات سفره میگیره مادر من راستی بیبی جونم یه چیزی تو واسه ما خیلی عزیزی کفتر کربلام ولیکن خودت واسم دونه میریزی خورشید آخه چه رویی داره وقتی تو میتابی بتابه رقیه عاشق همینه با لالایی عموش بخوابه نقش اباالفضل بنده به جونت به فدای دستِ روزی رسونت سیدتی یا رقیه...