رقص شمشیر و تماشایی
حیدر خمسهپسندیدن3
بازدید100+
رقص شمشیره و تماشایی ساخت از خون کشته دریایی میرود مثل باد هر جایی گه یمین و یسار، گاهی رفت با هر آنچه که میرسید، زدند چون علی بود، پس ندید زدند بر سرش ضربهای شدید زدند چشمهای علی سیاهی رفت آه از آنچه ضربه با وی کرد اسب را سمت خیمهها هی کرد قسمتی از مسیر را طی کرد اسب در راه اشتباهی رفت نیزهداران چه زود میآیند عدهای با عمود میآیند تیغها هی فرود میآیند نوبت سنگها و چوبها شده بود وای من ولوله هست دور و برش جنگ یا هروله هست دور و برش چقدر حرمله هست دور و برش غرق در تیر سبط خاتم شد کربلا دشتهای قمصر بود پُرِ گلبرگهای پَرپَر بود آسمان و زمین مععطر بود اِرباً اِربا ذبیح اعظم بود آمده بر سر پسر بابا سر نهاده به روی سر بابا میکِشد آه از جگر بابا عمهاش دید و وقت ماتم شد * * * * اصغری مانده ز تو، معنیِ اسمت رفته هر که برداشته یک تکه ز جسمت رفته بدنت کم دارد، هر چه که میچینم من یکچهارم ز تنت مانده، سه قسمت رفته