رفتی و برا زینب چی غیر اشک و آه مونده
حسین سیب سرخیپسندیدن6
بازدید1.8K
تو رفتی و برا زینب چی غیر اشک و آه مونده هنوز یه چادرِ خاکی، کنارِ قتلگاه مونده بمیرم، کجاست پیراهنت بمیرم که تشنه کشتنت بمیرم بهم ریخته تنت بمیرم أ أنتَ أخی؟ بگو تویی برادرم حسین؟ ببین چی اومده سرم حسین نمیشه باورم حسین حسین وای، حسین وای... به تو رسیده بودم حیف که شمر بیحیا اومد هنوز تو زنده بودی که صدای مَرکبا اومد بمیرم شکسته حرمتت بمیرم برای غربتت بمیرم، عوض شد صورتت بمیرم أ أنتَ أخی؟ نمیشناسم تورو چرا حسین؟ بدون تو برم کجا حسین؟ غریب کربلا حسین حسین وای، حسین وای... منو غروبِ این صحرا، تو شعلهها پرم سوخته تو که تنت پر از خونه، منم که معجرم سوخته بمیرم که پیشونیت شکست بمیرم اومد خنجر به دست به روی سینهات نشست أ أنتَ أخی؟ گلوی تو بریده شد حسین تنت به خون کشیده شد حسین قدم خمیده شد حسین حسین وای، حسین وای...