رفته برامون آب بیاره
میثم مطیعیپسندیدن29
بازدید3.7K
رفته برامون آب بیاره ولی ازش خبر ندارم عمو نیاد دیگه چجوری چشمامو روی هم بذارم برم بیرون خیمه شاید یکم ازش خبر بیارم (وای بابا از علقمه رسید آه صدای عمّه رو شنید)2 رفت به سمت خیمهی عمو (وای عمود خیمه رو کشید)2 (بابام چرا، اینقد قدش خمیده (تو علقمه چی دیده))2 عمه چرا میبوسه دخترا رو (میبنده معجرا رو)2 (وای عمو عطش عمو عطش) خداکنه دیگه تو دنیا هیچکسی این داغ و نبینه چهار عموی نازنینم پیکرشون روی زمینه (دلم از الان نگرونه حال دل ام بنینه)2 (آه چه داغی روی قلبمه وای چه جور برم تا علقمه)2 وای اینجا پر از نامحرمه وای میخندن به بابام همه (عمه بابام گریش چرا بلنده (دشمن بهش میخنده))2 عمو چرا خواسته که بر نگرده (با ما وداع نکرده)2 (وای عمو عطش عمو عطش) عمو دیگه برنمیگرده به خیمه ها خبر آوردن برای مادرم تو خیمه یه مشک پاره پاره بردن (داداش علی اصغرم رو با گریه دست من سپردن)2 (وای علی اصغرم بخواب وای دیگه حرم نداره آب)2 وای چه شیونی به پا شده (وای میمیره مادرم رباب) (خیره شدن نامحرم ها به خیمه (غرقه عذابه خیمه ))2 بعد عمو آرامشی نداریم (باید همش بباریم)2 بابام چرا اینقد قدش خمیده (تو علقمه چی دیده)2 عمه چرا میبوسه دخترا رو (میبنده معجرا رو)2 (وای عمو عطش عمو عطش)