رفت به نیزه سر برادر زینب
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن7
بازدید400+
رفت به نیزه سَرِ برادر زینب بر روی محمل شکسته شد سَرِ زینب هیچ موقع خواهرت ازت عقب نموند تورو کشتن منو به اسارت بردن اما هیچ موقع باورم نمیشد سَرِ خون آلودتو بالا نی ببینم اینجاهم خواهر از برادر عقب نیفتاد کاش به این نیزه دارها بسپارم تا که نیاید در برابر زینب بوسهی زینب روی گلوی حسین است خنجرِ شمر است روی حنجرِ زینب روحِ عقیله اگرچه رفت به کوفه ماند ته قتلگاه پیکرِ زینب آه که بازار رفت عمهی سادات آه کجایی علی اکبرِ زینب پرده نشینانِ اهل بیت پیمبر حال نشستند زیرِ مَعجَرِ زینب عینِ طَهارت کجا و عینِ نجاست بزم شراب و وجود اطهر زینب (حسین، حسین...)