نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

رشتهی دلهای عاشق پشت این در بسته شد رزق ما از سفرهی موسی بن جعفر بسته شد تا خبر آمد غروب از خانه بیرون میزند با هجوم سائلان از صبح معبر بسته شد مُشت ما را وا نخواهد کرد وقتی از کَرَم مشت مسکین درش با کیسهی زر بسته شد آنکه از کار پیمبرها گره وا میکند دست و پایش در غل و زنجیر آخر بسته شد یک نفر با تازیانه آمد و در باز شد یک نفر با تازیانه آمد و در بسته شد تازیانه رفت بالا چشم مادر بسته شد تازیانه خورد بر تن چشم مادر بسته شد
هنوز نظری ثبت نشده