راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
مهدی رسولیپسندیدن11
بازدید24.3K
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آنکه جان بسپارید، چاره نیست هر گَه که دل به عشق دهی، خوش دَمی بُوَد در کار خیر حاجتِ هیچ استخاره نیست ما را ز منع عقل مترسان و مِی بیار کآن شِحنه در ولایتِ ما هیچ کاره نیست * * * * خدای عالیِ اعلی ندارد از تو عالیتر ندارد در بساط خود از این عالی تعالیتر علیٌّ حُبُّهُ جُنَّه، قَسیمُ النّارِ وَالجَنَّه به حمدِللّه والمِنَّه، ولیُ اللهست والاتر اگر پا بر زمین کوبد علی افلاک میروبد نباشد در کف دستش از این عالم سفالیتر اگر فرش نجف گردیم حقّا محترم گردیم که از قالیچهی تبریز میگردیم قالیتر علی باید فقط حتماً امیرالمومنین باشد علی آمد که او اینبار زینُالعابدین باشد اگر جایی دهد زلفش دل دیوانهی ما را به روی سیب او بخشم سمرقند و بخارا را در آغوش حسین است و به روی دامن زینب ببین بابا چه میبخشد گداها را، گداها را لب گهوارهاش پروانهای بیتاب اگر دیدید بدان جبریل آورده مبارکبادِ زهرا را اگر بابابزرگ این است، حتماً این نوه غوغاست اذانش را علی گفت و به دستش داد دنیا را علی باید چنان باشد، علی باید چنین باشد علی آمد که او اینبار زینُالعابدین باشد بنا این بود بنشینی وگرنه میر میدانی بنا باشد که برخیزی امیر تیغدارانی برایت لافتی إلّا علی میآید از بالا اگر سربند یا زهرا ببندی روی پیشانی هزار الله اکبر را به بازوی تو میخوانند که با شمشیر میگردی علیِاکبر ثانی علیِاکبر ثانی نه تو بالاتر از آنی تو عبّاسی نه، این هم نه، که طوفانتر ز طوفانی علی در چهارده تصویر آمد دلنشین باشد علی آمد که او اینبار زینُالعابدین باشد