دیگه از همه چی میترسم
سید محمدرضا نوشهورپسندیدن0
بازدید25
دیگه از همه چی میترسم حتی گریه دیگه فکر میکنم گناهه اینجا گریه زیر مشت و لگد بریدم آه بابا من سرت رو که پس نمیدم آه بابا مو تو به هم زد شمر خب منم زد شمر آخ چقدر شلاق به تنم زد شمر دردام بمونه بابا کاش سرت تا صبح رو پام بمونه بابا پاهام بمونه بابا سوخته تو بازار موهام بمونه بابا برگشتی خونه بابا من که گفتم عمه مهربونه بابا پس عمه نبود، بود مادر من فرش نداشتم ببخشید بگذاشتمت به روی معجر بابا ما هر دو خلاصه سنگ خوردیم