دیگر شتابِ رفتن تو از برای كیست
حاج محمود کریمیپسندیدن10
بازدید4.2K
دیگر شتابِ رفتن تو از برای كیست مشكت كه پاره پاره شده زیر پای كیست رفته به باد آبروی آب بعد تو هوهوی باد، هی هی دل مویه های كیست حالا كه مقتل تو قدمگاه فاطمه ست با چشم تیر خورده، تقلا برای كیست از دور گریه های زنی می رسد به گوش طفلی به دوش، منتظر هل أتای كیست قنداقه را گرفته بود به سودای آسمان باران ببار، این همه بُخلت برای كیست در هم تنیده اشك تو ومشك اشكبار این قطره های غم زده مشكل گشای كیست پشتی شكست و خیمه ی تو بی عمود شد لطمه زدند خیل ملائك، عزای كیست روی این پشت شكسته كوهی از غم ریخته برسرم بی تو برادر خاك عالم ریخته زود پیدا كردمت، اینقدرها هم سخت نیست پیكرت را دیده ام در راه كم كم ریخته رد سرخی كه به دنبالم كنارت آمده خون دست توست، از مابین دستم ریخته زخم هایت، ابروانت، بند بندت وا شدند بر سرت انگار صدها ابن ملجم ریخته از عمودی كه سرت خورده ست سنگین تر نبود چهرهی زیبای، تو بدجور در هم ریخته دخترانم رابه دستت دادم و حالا ببین جمع نامحرم سر آن چند محرم ریخته كوفیان ترسم تنش بی سر كنند پیكرش صد پاره با خنجر كنند