دیوونه مادرزادهم
محمد عطایی نیاپسندیدن88
بازدید4.4K
دﻳﻮوﻧﻪی ﻣﺎدرزادهم ﺑﻪ ﻧﻘﺶ ﻣﺠﻨﻮن اﺳﺘﺎدم ﻣﻦ ﺣﺮف زدن ﺑﻠﺪم اﻣﺎ، ﺟﻠﻮ اﻳﻮون ﻃﻠﺎ آﻗﺎ ﺑﺒﻴﻦ ﺑﻪ ﻣِﻦﻣِﻦ اﻓﺘﺎدم ﺑﺎﺑﺎ، ﺑﺎﺑﺎ، ﻋﻠﻰ، ﻋﻠﻰ ... ﺑﺎز زده ﺳﺮم ﻣﻰﺧﻮام یهکمی ﺧﻄﺮ ﻛﻨﻢ اﻣﺸﺐ رو ﺑﺎ ﺳﺠﺪه ﺑﻪ ﺿﺮﻳﺢ ﺗﻮ ﺳﺤﺮ ﻛﻨﻢ ﻣﻰﻃﻠﺒﻪ الان ﻋﻠﻰ، ﻋﻠﻰ ﺗُﻮ ﺣﺮم ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮم ﻫﻤﻪ دﻳﻮوﻧﻪﻫﺎ رو ﺧﺒﺮ ﻛﻨﻢ ﻏﻤﻢ ﻏﻤﻪ، ﻓﺎروغ اﻋﻈﻤﻪ ﺳﻠﻄﺎن ﻋﺎﻟَﻤﻪ، ﻋﻠﻰ ﻣﻮﻟﺎ ﭼﻪ ﻣﺤﺸﺮه، ﺻﺪّﻳﻖ اﻛﺒﺮه ﺳﻠﺎﻣﻢ ﺑﻪ ﻣﺤﻀﺮه، ﻋﻠﻰ ﻣﻮﻟﺎ