دیوانه ام دیوانه ی قمربنی هاشم
وحید شکریپسندیدن76
بازدید41.4K
دیوانه ام دیوانه ی قمر بنی هاشم ... شمع است و من پروانه ی قمر بنی هاشم ... ساقی بریز از آن می افسونگر خود ... سرمستم از پیمانه ی قمر بنی هاشم ... و إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ... می شود زیر قدومش زمین جا به جا ... و إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ است آن زمان که رود سمت شریعه ، یل کربلا ... قمر بنی هاشم شور آفرین ، عباس ... والا ترین عباس ... مه طلعت و مه چهره ی ام البنین ، عباس ... قمر بنی هاشم سردار دین ، عباس ... حق الیقین ، عباس ... ای قدرت مولا امیر المومنین ، عباس ... یا عباس ، یا سیدی ... ***** ای ماه گردون از چه رو تابنده گردی ... در پیش رخسار قمر شرمنده گردی ... ای یوسف کنعان منازی بر جمالت ... زیبا اباالفضل باشد و تو بنده گردی ... شه ما مشق ادب را به لقمان دهد ... و هو الرازق و بر عالمی نان دهد ... و اگر گوشه نگاهی به عالم کند ... جان شیرین جهان محضرش جان دهد ... قمر بنی هاشم ، سقای سرمستان ... ساقی بی دستان ... جامی بده ای ساقی و جان مرا بستان ... قمر بنی هاشم شاه همه شاهان ... یا حضرت سبحان ، تیغ از تو و گردن ز من ... گردن بزن جانان ... یا عباس ، یا سیدی ... ***** ارتشبد و سرلشکر خون خدایی ... تو از ازل بر نُه فلک فرمانروایی ... در عالم بالا ملائک مست و حیران ... تمثال تو کرده از آن ها دلربایی ... تو که هستی و چه هستی چنین دلبری ... که به یک غمزه ی خود دل ز دل می بری ... من بیچاره ندیده شدم عاشقت ... چه جلال و جبروتی ، عجب محشری ... قمر بنی هاشم ، سرو روان عباس ... حق را عیان عباس ... قرآن تویی ، میزان تویی ، قرآن بخوان عباس ... قمر بنی هاشم ، راقی ابوفاضل ... ساقی ابوفاضل ... کُل علیها فان ، باقی ابوفاضل ...