دیوانهام دیوانهی قمر بنی هاشم
وحید شکریپسندیدن39
بازدید7.7K
دیوانهام دیوانهی قمر بنیهاشم شمع است و من پروانهی قمر بنیهاشم ساقی بریز از آن می افسونگر خود سرمستم از پیمانهی قمر بنیهاشم و اذا زلزلت الارض و زلزالها میشود زیر قدومش زمین جابهجا و اذا وقعت الواقعه است آن زمان که رود سمت شریعه، یل کربلا قمر بنی هاشم، شورآفرین عباس زیباترین عباس، مه طلعت و مه چهرهی امالبنین، عباس قمر بنی هاشم، سردار دین عباس حق الیقین، عباس ای قدرت مولا اميرالمؤمنين، عباس یا عباس یا سیدی... ای ماه گردون از چه رو تابنده گردی در پیش رخسار قمر، شرمنده گردی ای یوسف کنعان، منازی بر جمالت زیبا ابالفضل باشد و تو پنبه گردی شه ما مشق ادب را به لقمان دهد و هو الرازق و بر عالمی، نان دهد و اگر گوشه نگاهی به عالم کند جان شیرین جهان محضرش، جان دهد قمر بنی هاشم صفای سرمستان ساقیه بی دستان جامی بده ای ساقیو جان مرا بستان قمر بنی هاشم، شاه همه شاهان یا حضرت سبحان تیغ از تو و گردن ز من، جانم بگیر جانان