دیدی یه وقت هایی تو جونت ولوله میشه
سید امیر حسینیپسندیدن6
بازدید500+
اگر بر آستان خوانی مَرا، خاکِ دَرَت گردَم وَ گَر از دَر بِرانی، خاکِ پایِ لَشکرَت گردَم به درگاهَت غُبار آسا نِشَستَم، بَر نمیخیزَم وَ گَر بِفشانیام چون گَرد بر گِردِ سَرَت گردم عَلی شیرِ خدا، بابِ تو، شیرِ خود به قاتِل داد تو ای دِلبَندِ او، مَپسند نومید از درَت گَردَم دل و جانَم ز تابِ شَرم، همچون شمع میسوزد بده پروانه تا، پروانهوَش خاکِستَرَت گردَم ببین از کَردهی خود سَر به زیرَم، سَربُلندَم کن مَرا رُخصَت بده تا پیش مرگِ اکبرَت گردَم اگر باشد به دستَم اختیاری، بعدِ سردادن سرَم گیرَم به دست و باز بر گِردِ سَرَت گردَم به صَد تعظیم نامِ فاطمه آرَم به لب، یعنی که خواهم رستگار از فیضِ نامِ مادرَت گردَم آقا به جانِ مادرَت، آن مادرِ غم پروَرَت ما را مَرانی از دَرَت، ما را مَرانی از دَرَت