دیدی که تنها شدم بابا
حاج مهدی سلحشورپسندیدن10
بازدید6.6K
دیدی که تنها شدم چقدر بابا از تو خیمهها پیش من اومدی جانم علی لالا رو دستم میگیرم تو رو شاید بلرزه قلبشون میدونم ندارن این مردم از رحم و حیا نشون نامه دادن اینها گفتن بیا گفتن بیا گفتن بیا اما آب رو به روم بستن حالا بستن حالا بستن حالا از گریههای تو هم میترسیدن تا تو رو دیدن لرزید دل همه اما جواب میدن با طعنه، با خنده به اشک و گریهها جواب میدن با تیر سه شعبه به بچههای تشنه آب میدن حالا عزیز من آروم بخواب آروم بخواب آروم بخواب لالا عزیز من آروم بخواب آروم بخواب آروم بخواب