دیدی غریبم
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن6
بازدید9.5K
دیدی غریبم، گفتی اُخَّی گفتم کجایی، گفتی الَّی از تو نمونده ، رد و نشونی میشه برا من، قرآن بخونی کار از کار گذشتُ رو سینهت نشستُ دیدم مثلِ مادر پهلوهات شکستُ واویلا حسینم(۲) این قتلگاهه یا نیزهزاره این نیزهها رو کی دربیاره لب تشنه بودی، کاری نکردن احکام ذبح و، جاری نکردن دنیا رو سرم ریخت قلب مادرم ریخت وقتی که تو رفتی دشمن تو حرم ریخت