نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دیدهام در کربلای دست تو عالمی را مبتلای دست تو کربلا این قدر شیدایی نداشت بی تو و بی ماجرای دست تو علقمه در علقمه تجریه شد موج پژواک صدای دست تو دیدم از آغاز پایانی نداشت قصهی خون گریههای دست تو چشم من با گریه میبندد دخیل بر ضریح با صفای دست تو هر که با دست تو دارد عالمی من که میمیرم برای دست تو تا همیشه دست تو مشکلگشاست ای خدا مشکلگشای دست تو
هنوز نظری ثبت نشده