دور از تو بابا حالم خرابه
علی نجفیپسندیدن10
بازدید2.1K
(دور از تو بابا حالم خرابه)2 بابا ببین دستام توی دست طنابه خونیِ لبهات، خاکیِ گونت (چی ریخته رو موی تو، انگاری شرابه)2 خودم دیدم ته شرابشو میریخت روی سرت همونجا که یه بیحیا اشاره کرد به دخترت با چوب میزد به دندونات جلو چشای خواهرت (ای بابا بمیرم برای دندونات)2 بمیرم برا زخم لبات بمیرم برا خستگیات دور از تو بابا ریختن رو سر من بابا نمیدونی چی آوردن سر من زخمیه پاهام، دستامو بستن بابا شکسته بعد تو بال و پر من ندیدی که همه به ما میخندیدن تو کوچهها ندیدی که همه به ما سنگ میزدن تو کوچهها کنار نیزهی سرت میرقصیدن تو کوچهها ای بابا بمیرم زخم سرت بمیرم برای خواهرت بمیره برا تو دخترت (واویلا)3