دوخط احکام یادش بده اسلام یادش بده
حسن عطاییپسندیدن42
بازدید11.1K
دو خط احکام یادش بده، اسلام یادش بده که بدونه تشنه لب سر نبره دو خط احکام یادش بده، اسلام یادش بده که جلو چشای مادر نبره ۲ (منو عذاب میده، به مرکب آب میده ترا صدات میزنم، شمر جواب میده تازه نفس اومد خوده شَبَث اومد یه پیره مردِ بی حیا عصا به دست اومد) ۲ زینبو کاش یادت نره داداش یادت نره که از این قافله چشم بر نداری زینبو کاش یادت نره داداش یادت نره دست و پا نزن که مادری نداری عرشو بهم میریخت غصه و غم میریخت خونِ اباالفضل روی پرِ علم میریخت نگاه به خاک میکرد منو هلاک میکرد با پیرهن کهنهی تو دشنشو پاک میکرد نفسش باز بند اومده ای زجر زجرش نده ۲ بچه که بترسه لکنت میگیره نفسش باز بند اومده ای زجر زجرش نده عمه واسه تن زخمیش بمیره پاهاش ترک خورده چوب فدک خورده ۲ جلو چشای بچهها خیلی کتک خورده تنش سیاه میشه گریه به راه میشه اگه یه کم نازش بدی مگه گناه میشه