دوباره دور حسینیم خوب و بد باهم
علی اکبر زادفرجپسندیدن2
بازدید200+
(دوباره دور حسینیم خوب و بد باهم نشستهاند دَمِ در علی و زهرا هم)۲ محرم آمده هر خانه پُر فروغ شده هزار شُکر حسینیهها شلوغ شده (بدون کِبر، بدون ریا، بدون ادا خوش آمدید، رفیقان سیدالشهدا خوش آمدید که این خانه خانهی کَرَم است و این حسینیهها باطناً خودش حرم است) ۲ به روی فرش حسینیه سجده کن صد بار نشستهایم کنار ائمهی اطهار نگو که مستحب است این همه عزاداری که هر چه واجب از این مستحب شده جاری هزار جنگ بیاید، هزار آتش و دود عزای اعظم ما برقرار خواهد بود (سلام مَحرم رازم، سلام امام حسین) ۲ دعا کن اولِ ماهی برام امام حسین (بگیر دست مرا، خستهام، پریشانم برای قافلهی تو سگ نگهبانم) ۲ زمانه گرچه مرا از تو دور کرد، حسین نمیشود به دلم آتش تو سرد، حسین میان آتش عشقت گمم کنی خوب است برای دیگِ غذا هیزمم کنی خوب است عجیب نیست دلم با غم تو ساز شده لباس خونیِ تو بین عرش باز شده (همان لباس که سرنیزه زیر و رویش کرد و از نظارهی این صحنه مادرت غش کرد) ۲ چه بر آن بدن رفته، چه بر آن پیرهن رفته (که زهرا چهارده قرن است خون از پیرهن شویَد) ۲ **** (مَن آذیٰ مؤمناً فَقَد آذانی چرا عطشانی؟ چرا عریانی؟) ۲ و مَن آذانی فقد آذالله عذابت کردن اباعبدالله مسلمونم نبودی، حق نداشتن که عریانت کنن مسلمونم نبودی، حق نداشتن پریشانت کنن مسلمونم نبودی، حق نداشتن بد و بیراه بگن چی میخوان روز محشر در جواب رسول الله بگن نه خاکت کردن، نه آبت دادن چقدر با تیر و نیزه پیچ و تابت دادن *** به زور نیزه زره را زِ تن درآوردند (مرمل بالدماء را به چشم خود دیدم) ۲ به سر زنان پِیِ عمه به روی تَل رفتم سنان بیسر و پا را به چشم خود دیدم *** من روی بام چرا؟ تو تَهِ گودال چرا؟ دل من راضی از این شیوهی مهمانی نیست موی من را دَمِ دروازه به میخی بستند همچون زلفم یه خدا زلف پریشانی نیست زرهام رفت ولی پیرهنم دست نخورد روزی مُسلمت انگار که عریانی نیست دخترم را بغلش کن به اسیری نرود