دوباره در دل من خیمۀ عزا نزنید
سایر ذاکرینپسندیدن2
بازدید500+
دوباره در دلِ من خیمهیِ عزا نزنید نمک به زخمِ من و زخمِ خیمهها نزنید شکستهتر زِ مَنِ پیر دیگر اینجا نیست مرا زمین زده است اکبرم، شما نزنید برایِ آنکه نَمیرَم زِ شرمِ مادرتان میانِ اینهمه لبخند، دست و پا نزنید خدا کند که بگوید کسی به قاتلتان فقط نه اینکه دو بیکَس، دو تشنه را نزنید که در برابرِ چشمانِ مادری تنها سَرِ دو تازه جوان را به نیزهها نزنید