دوباره اشکام بهونه داره
علی کبیریپسندیدن0
بازدید80
دوباره اشکام بهونه داره رُو قلبم آتیش زبونه داره دوباره تیر نگاه خالق به سمت دنیا کمونه داره خیلی بیتابم مثل مردابم باز تنها موندم ای عشق دریابم ای شاه علینسب، فرزند یل حنین با اسمت شور میگیرم، صَلَّی الله عَلَی الحسین یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... کویر روحم ترابآلوده زبون ذکرم شرابآلوده همیشه وقتی چشام پُر اشکه قطار میبینه یا خوابآلوده دست امدادم شور فریادم بیتو ویران با تو آبادم میخونم همهش برات، یاسین و معوذتین دلتنگ کربوبلا، صَلَّی الله عَلَی الحسین یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... کتاب قرآن، حدیث جامع شهید و شاهد، سمیع و سامع برات میمیرم، میگردم دورت به قول اعراب، قَد اَن لِلامِع ذوق شاعرها شوق نوکرها با تو آدم شد قوم بربرها آقازادهی نجف، خلّاق طرفة العین میخونم تُو نمازام، صَلَّی الله عَلَی الحسین یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ... سیاه موهات قصیده داره خمار چشمات پدیده داره توی هر مجلس هزار و صدتا زلیخای دست بریده داره ای شاه شاهان داماد ایران پای ششگوشهت عرشِ آویزان ای جذاب باوقار، از کار شهادتین ای آقای عشق ما، صَلَّی الله عَلَی الحسین یا اباعبدالله، یا اباعبدالله ...