دنیام به ماتم میرسه
عباس طهماسب پورپسندیدن16
بازدید4.3K
دنیام به ماتم میرسه وقتی محرّم میرسه یه کاروان از اشک و آه تو سینه کمکم میرسه شکرِ خدا بازم شما رَهام دادی، من که آقا، قابل نبودم حس میکنم عطرِ تو رو تو این شبای روضه با، کُلِ وجودم آقام آقام آقام حسین *** منت گذاشتی عشقت رو با غم گذاشتی تو دلم هربار که گفتم یاحسین انگار که عاشقتر شدم این شباب، پیرِ کارم نگاته تموم غمم دوریه کربلاته از این شب اول بگیر دستای ما رو از کرم باشه قرار بعدیمون ظهر عطش کُنج حرم آقام آقام آقام حسین *** پیرهن سیاه ماتم و با اذن تو میپوشم و خوب میدونم داغت یه روز آخر میگیره عمرم و با گوشه چشم مادرت با رخصت از آب آورت دل میشه مَحرم پیچیده توی کوچهها بازم نسیم کربلا بوی مُحّرم آقام آقام آقام حسین *** از بچگی اسم تو رو یادم داده مادرِ من آرزومه اسمت باشه اون لحظۀ آخرِ من وای قراره سرِ تو جدا شه قراره تنت محمل نیزهها شه پیرهن مشکی به تن و شال سیاه به گردنم میمیرم اما از غمِ عشق تو دل نمیکنم وای قراره سرِ تو جدا شه قراره تنت محمل نیزهها شه آقام آقام آقام حسین *** اوّل شهید بیسرم مجنونِ عشق دلبرم یاد غریبی توأم تو لحظههای آخرم نامه نوشتم که بیا تو کاروون داری آقا، ماه و ستاره سهم تو میشه کربلا سهم من دلخسته هم، دارالاماره آقام آقام آقام حسین *** اول خدا بعداً شما، جونِ تو، جونِ دخترم آقا حلالم کن دیگه، قاتل اومد بالا سرم آه شب کوفه تاریک و تاره کجایید که مسلم پناهی نداره اینجا همش حرف از سر و شمشیر و خنجر میزنند روزی رو میبینم که گلهای تو پرپر میزنند آه شب کوفه تاریک و تاره کجایید که مسلم پناهی نداره آقام آقام آقام حسین