نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دمادَم در پیِ خشنودی دلدار باید بود همیشه عبد بیچون و چرای یار باید بود امانت دستمان دادند این گنج تشیّع را نباید داد از دستش، امانتدار باید بود همانقدری که از حُب علی لبریز شد قلبم همان اندازه از بغض عَدو سرشار باید بود علی مولا، علی مولا، علی مولا... به فرزندم بیاموزم که بابایم به من آموخت فقط دربند عشق حیدر کرّار باید بود برک خرمافروشی کن ولی مفروش حیدر را که در این عاشقی چون میثم تمّار باید بود علی مولا، علی مولا، علی مولا...
هنوز نظری ثبت نشده