نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دلم میسوزه از غم میباره نمنم اشک از چشای خیسو بارونم شده از روی کینه یار دیرینه با زهر کاری قاتل جونم میسوزم از زهر، این دمه آخر روی لبهامه؛ مادر ای مادر جوونم من ولی شدم رنگ خزون شبیه مادرم شدم قامتکمون (جواد ابن الرضا)
هنوز نظری ثبت نشده