دلم محزونه
مسعود پیرایشپسندیدن8
بازدید1.5K
(دلم محزونه، داره میخونه به یاد مادر، چشام بارونه)۲ داغ عجیبی، رو قلبم نشسته راه گلومو، یه بغضه که بسته شهر مدینه، دلم رو شکسته (خودم دیدم، تو کوچه راه مادرم رو سد کرد خودم دیدم، زخم زبون حال و روزش رو بد کرد خودم دیدم، چادر مادر منو لگد کرد)۲ با قلبی خــون، ندارم سامــون تا دیدم سوختی، شدم نیمه جوون خوب شد که زینب، تو کوچه نبوده حالا کـه میبینه چهرت کبـوده میپرسه مادر، گناهت چی بوده؟ مادر من، تو با صورت خوردی زمین واویلا مادر من، تــو کوچه پیر شـدم ببین واویلا مادر من، چه زود شدی خونه نشین واویلا میرم ای اصحاب، تو خواب و خیال دارم میسوزم، به یاد گودال لبریز اشک و غم و درد و آهم یاد غم زینب و خیمهگاهم روضه خون گودی قتلگاهم حسین من، با لب تشنه سرتو بریدن حسین من، با سُم اسب روی تنت دویدن حسین من، پیکرتو به روی خاک کشیدن