ای وارث حیرت قنبر
حسین ستودهپسندیدن200+
بازدید37.3K
ای وارث حیرت قنبر ای فاتح غزوهی خیبر وقتی میری تو دل لشکر میکشه فریاد خود پیغمبر مرحبا حیدر... مرحب سرگردون، دست و پا گم کرده ذوالفقارم داره دور سرت میگرده تو چقدر بیباکی ای علی عِمرانی اون صحابهای که شد دشمن تو نامرده دلبرم علی، تاج سرم علی اسمت رو من با وضو میبرم علی تا میبرم اسمتو غیرت الله چون پاک بوده دامن مادرت علی