دلا باز بیقراره
مازیار طاولیپسندیدن10
بازدید3.6K
دلا باز بی قراره میباره به یک اشاره از آسمونا ستاره پر نور امیده خیلی به زهرا کشیده این قدم نو رسیده روی دستای مهتاب میبنده چشاشو ارباب میخوابه با نغمههای زهرایی دم خواب نگاره زهرا با چه شوقی داره میخونه به گوشش لالایی میگه مادر غزل خون ناز اون چشاتو قربون پاشو حیدر یه اسفند دور گهوارهاش بگردون (مولانا ثارلله) ماه شبهای حیدر خوش قد و بالای حیدر یوسف دنیای حیدر میدرخشی نگینی زینت عرش برینی دلبر ام البنینی خندههات دلنشنینه غوغا شده وو مدینه خاصیت عشق همینه لیلایی ملائک تا رسیدن دور تو یه صف کشیدن تا اینکه تو رو نبینن زیبایی میگه مادر چه ماهی مات توئه هر نگاهی همه محو چشاتن چشم نخوری الهی