نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دل گره خورده است بر طاق دواَبروی علی هرچه بادا باد، با سر میروم سوی علی بر مشامم میرسد امشب فقط بوی علی باز هم نام علی در شعر من اعجاز کرد یا علی اکبر نوشتم روح من پرواز کرد محوِ روی ماه او هرشب گل مهتاب بود بس که گیسویش کمند و صورتش جذاب بود در قنوتش گریههایش برکهی سیلاب بود او فقط اربابزاده نه! خودِ ارباب بود چشمهسارش در عبادت، چشمههای سلسبیل میکشیده منّتش را در نمازش جبرئیل هر که او را دیده با خود گفته که پیغمبر است جمع خوبیهاست، آری، او علیِ اکبر است این علی اکبر خودش آیینه دار حیدر است در مسیر عاشقی او از همه عاشقتر است بر جبینش ردّ لبهای امیرالمومنین مادری کرده برایش حضرت اُمُّ البنین ای خوش اِلحانِ حرم، ماهِ دلآرای حسین چشم بد دور از تو، خوش قد و بالای حسین نفست حق و دمت گرم مسیحای حسین آمدی تا که کنی پر همه جا، جای حسین جلوهای کن که خدا تشنهی دیدار تو است اهل افلاک! زمین نقطهی پرگار تو است خواهشِ چشمانِ من وابسته بر دستان تو دست مارا رد مکن وصل است بر دامان تو هم من و ایل و تبار من همه قربان تو جان بابا را گرفته آن لبِ عطشانِ تو در مدار چشمهایت ماه کامل میشود هرکسی دیوانهات شد تازه عاقل میشود سفرهای که پهن کردی سفرهای از مرتضاست مثل بابای شهیدت رأفتت بیانتهاست خانه ات معروف بر بیتُ الکَرَم، دارُالشفاست یعنی این خانه همان بیت امام مجتباست مدح تو با نامِ نامیِ حسن زیباتر است چون که دستش در کرامت از همه بالاتر است وقتِ میدان رفتن و هنگامهی پیکار شد وای بر لشکر که حیدر باز هم تکرار شد با شکوهِ نعرهات کار همه دشوار شد لشکر از ترس تو دنیا بر سرش آوار شد تیغ لازم نیست، چشم تو کفایت میکند دشمنت را سوی قبر خود هدایت میکند رفتی و پشت سرت اشک پدر دنبال تو ای عقاب خیمهها، چیدهست دشمن بال تو وای از گودال تو، ای وای از گودال تو آه از حال حسین و وایِ من از حال تو بعد تو حال عموی تو تماشایی شده قافیه نه، شعر نه، ساقی تماشایی شده
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد