دل بی طاقتی داریم حاشا برنمیدارد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن6
بازدید200+
دل بی طاقتی داریم حاشا برنمیدارد غم بی مادری دست از سر ما برنمیدارد سقیفه کوثر اسلام را سوزاند پشت در چنین ظلمی مسلمانها مدارا برنمیدارد علی در پیش چشمان چهل نامرد نامحرم چه مظلومانه چشم از چشم زهرا برنمیدارد عجب دلسنگهایی را مدینه دید در کوچه زنی محزون در آتش تماشا برنمیدارد مغیره تا نگیرد جان حیدر را نخواهد رفت ببین از چادر ناموس او پا برنمیدارد خدا لعنت کند همسایگان بی تفاوت را کسی از روی این مظلومه در را برنمیدارد حیا دارم من از سادات پس سر بسته میگویم کبودیها جراحتها مداوا برنمیدارد چه درسی را به ما آموخت بین شعلهها زهرا بسوزد دست از دامان مولا برنمیدارد ***** گردیده بود همدست قنفذ با مغیره او با غلاف شمشیر او تازیانه میزد ****** دنبال حیدر میدوید از سینهاش خون میچکید