دعای ابوحمزه ثمالی از ( وَاجْمَعْ بَيني وَبَينَ الْمُصْطَفي وَآلِهِ...)
حاج منصور ارضیپسندیدن9
بازدید2.2K
پدری پیر شده دلنگارنِ زینب همه دلشورهی او اشکِ روانِ زینب خواست با پای خودش وارد خانه بشود تا که بازی نکند با دل و جان زینب دومین بار علی پیش همه خورد زمین ذکر یا فاطمنا روی لبان زینب گریه کردند همه شهر بزرگ و کوچک به دل سوخته و مرثیه خوانِ زینب گریه میکرد ولی معجرِ او دست نخورد مثل عباس یکی گشته امانِ زینب وای از روزِ پریشان شدنش در کوفه خندهی بی سر و پاها به فغان زینب جای عباس و علیاکبر و قاسم حالا عدهای مست شدند همسفرانِ زینب سرِ بازار به ناموس علی خندیدند ای بمیرم زِ غمِ قدِ کمان زینب