دشت سجادهی من بار دعا خواهد داشت
امین قدیمپسندیدن14
بازدید28.2K
دشت سجادهی من، بار دعا خواهد داد مژدهی وصل تو را، باد صبا خواهد داد نیمه شب آمدهام در نزنم، میمیرم جان خود را دم این خانه گدا خواهد داد اشک قدر تو فقط قدر مرا بالا برد به من بی سر و پا گریه بها خواهد داد روح من گوشهی زندان گناه افتاده این قفس فرصت پرواز کجا خواهد داد بارالها تو به اصرار مرا آدم کن عاقبت عبد فرار تو پا خواهد شد **** چجوری من پرمو بلند کنم از زمین همسرمو بلند کنم جلو مردم زدنت روم نمیشه جلو مردم سرمو بلند کنم **** بهترین هدیهی من دیدن صحن نجف است پدرم عیدی امسال مرا خواهد داد کام من خشک که شد، داد زدم آه حسین شمر به تشنهی ما جام بلا خواهد داد پیرمردی ته گودال به ارباب رسید شرح این فاجعه را شرم عصا خواهد داد **** امشبی را شه دین منتظر دیدار است ببین خیمهگاه و به کی میسپاری اینهمه بی پناهو ببین اشک و آهو چجوری پاک کنم خون رو ذوالجناح و حرم مرد نداره تو راضی میشی آب بخوام شمر بیاره همه جای بدنم زخمه، دهنم زخمه همه جای پیکرم زخمه، سرم زخمه بوی نون میده سرت هی نخواه پنهون کنی داره نشون میده سرت صورت من رو نبین آخ بمیرم با همین جای سرت خوردی زمین بس که زمین خوردم و هی پا شدم خستهترین آدم دنیا شدم