نصب اپلیکیشن نوا
تصویر مهدی اکبری - دستم ز دامن تو

دستم ز دامن تو

[ مهدی اکبری ]
دستم زِ دامنِ تو نگردد رها، حسین
ای دستگیرِ نوکرِ بی‌دست و پا، حسین

جز تو کسی به کاسه‌ی ما اعتنا نکرد
تنها امیدِ ظرفِ غذای گدا، حسین

حُبِّ تو تَرسِ مَعصیتَم را زیاد کرد
ای مَظهَرِ تَجَلّیِ خوف و رَجا، حسین

هرکس مسیرِ عاشقی‌اش را سَوا نکرد
فردای حَشر می‌کند او را سَوا، حسین

حُکمِ قبولِ بندگیِ ماست، با خدا
حُکمِ قبولِ نوکری ماست، با حسین

آدم برای گریه به تو آفریده شد
بانیِ خلقتِ همه‌ی انبیا، حسین

دَمنوش روضه‌ات دَمِ عیسی بنِ مریم است
هر چای‌ خانه‌ات شده دارُالشِفا، حسین

در کشتی نجات، رقیّه است ناخدا
ما را همین سه ساله رسانده‌است، تا حسین

ذکرِ تو را به روی لبم، مادرت گُذاشت
سرمایه‌ی مُحَبَّت زهراست، یا حسین

هرگاه بی‌قرارِ حریم تو می‌شویم
باید پناه بُرد به صحنِ رضا، حسین

دل‌شوره‌ی زیارتِ تو می‌کُشد مَرا
این اربعین مرا برسان کربلا، حسین

مَقتَل نوشته است، نَفَس می‌زدی هنوز
وقتی که بَست نیزه دهان تو را، حسین

باد‌های سخت می‌خواهند حیرانش کنند
کم کم او را می‌کشند، از درد بی‌جانش کنند

آن‌چنان از مرکب افتاد، گونه خورد شد
میدوند آنان تا مَذبوح عطشانش کنند

خنده بر لب نوبتی با پا تکانش می‌دهند
چکمه می‌گیرد بر مویش پریشانش کنند

مادرش اینجاست، غارت کردنش انصاف نیست
پیشِ زهرا قصدِشان این است، عریانش کنند

پایشان در مقتل است و چشمشان بر خیمه‌گاه
نام زینب می‌بَرد اورا هراسانَش کنند

تا آخرین دقیقه نگاهش به خیمه بود
ناموس دار‌ها نگران کشته شد، حسین

نظرات

0

پس از بررسی نمایش داده می‌شود

هنوز نظری ثبت نشده

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل