دستم به دامانت گدا دنبال احسان است
حاج منصور ارضیپسندیدن4
بازدید500+
دستم به دامانت گدا دنبال احسان است در میزنم با خود مگو آلوده دامان است از دوریات مُردم جمالت را هویدا کن آقا بیا که دیدهام از هجر گریان است اشک فراقت آبدیده میکند ما را شیرین بود وصلی که قبلش شام هجران است یابن الحسن غیر از شما صاحب ندارم من راهم بده حالا که چشمم گریه باران است انداختم پایین سرم را گرچه میدانم رعیت سرش بالاست در زل سلطان است با آبرو این آبروبر را تحمل کن آغوش وا کن بندهی آسی هراسان است لطفی کن و گردن بگیر این نوکر بد را حالا که نوکر از ته قلبش پشیمان است از نان آقایی خود ما را مکن محروم وقتی که خلقی بر سر این سفره مهمان است آقای خوبیها راهم بده هرچند مثل تو آقا نیست مثل من فراوان است جنت بهغیر تو یقیناً جز جهنم نیست اما جهنم نیز با تو عین رضوان است در این شلوغیها صدایت میزنم مثل طفل یتیمی که به دنبال پدرجان است